فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
178
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
پى پهنا داشت . كلفتى ديوار ده يا هفت پى بود و هيچگونه سقف يا پوشش ديگرى روى اطاقها نبود بلكه بين دو ديوار كه ارتفاع هر يك از آنها به بيست و چهار پى يا دو نيزه و نيم مىرسيد كاملا باز بود . با اين حال معلوم بود كه قسمت بالاى ديوارها خراب شده است زيرا كف اطاقها از قطعات ساقط شده و تكههاى نيمه گلين مرمرهاى ديوار انباشته بود . علاوه بر اين در وسط حياط تپهاى از سنگ و نشانهاى قطعى از مقدار سنگى بود كه از بالا افتاده بود . بجز درگاههائى كه از آنها سخن گفتيم فاصله به فاصله چند پنجره بود كه بعضى به ساختمان باز مىشد و برخى بسوى حياط يا صفه و سه پى يا كمى بيشتر بالاتر از زمين قرار داشت . پهناى اين پنجرهها معادل ارتفاعشان از زمين و بلنديشان معادل شش پى بود . در پنجرههاى سنگى كه به كلفتى خود ديوار بودند تصاوير زياد تعبيه شده بود با حجارى بسيار زيبا و نيمه برجسته ، و با تنوعى كه تا آن زمان نديده بوديم ، و چنان دلربا و جالب نظر كه در آثار عتيق نيز نظاير آنها ديده نمىشود . آنچه مرا وادار مىكند كه از اين پنجرهها بدين نوع ياد كنم سواى تعدد و تنوع تصاوير ، كمال و ظرافتى است كه در همهء آنها به چشم مىخورد . گذشته از آن ، استحكام و درخشندگى و زيبائى سنگ و بخصوص نقش موجدار پارچهها و لباسهاى مردان آن روزگاران كه در آنها به نمايش گذاشته شده بود كاملا با آنچه تا چند قرن پيش در آسيا ديده شده يا هماكنون ديده مىشود متفاوت بود . اين تصاوير ، بر خلاف ساير قسمتهاى ساختمان كه همانطور كه گفتهايم از مرمر سياه بود ، در مرمرى سفيد با همان صلابت و كمال مرمرهاى ستونها و بطور برجسته تراشيده شده بود و آنها را در قسمت بالاى پنجرهها جاسازى كرده بودند . اما در قسمت پائين آنها ورقههائى از مرمر سياه نصب گرديده بود ، با سياهيى چنان درخشان و صاف و صيقلى كه همانند بهترين آئينههاى فولادى جهان ، تصوير اشخاص و اشياء در آنها منعكس مىشد . گواه اين امر آنكه سگ بزرگى كه كسان سفير با خود آورده بودند ، هنگامىكه از يكى از